لغت نامه دهخدا
ارمند. [ اَ م َ ] ( ص ) صاحب آرام. آرام گرفته. ( برهان ). و مؤلف برهان گوید: مخفف آرمیده مند است ( ! ).
ارمند. [ اَ م َ ] ( ص ) صاحب آرام. آرام گرفته. ( برهان ). و مؤلف برهان گوید: مخفف آرمیده مند است ( ! ).
( صفت ) ارمنده
اسم: آرمند (پسر) (فارسی) (تلفظ: ārmand) (فارسی: آرمند) (انگلیسی: armand)
معنی: آرام گیرنده
ارمند، روستایی در دهستان ارمند بخش ارمند شهرستان خانمیرزا در استان چهارمحال و بختیاری ایران است. این روستا، مرکز بخش ارمند است. مردم این این روستا لر هستند به زبان لری با گویش بختیاری سخن می گویند.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۴۰۰، جمعیت این روستا برابر با ۹۲۳۶ نفر ( ۹۶۳ خانوار ) بوده است.
💡 برآفتاب خنک، روستایی در دهستان ارمند بخش ارمند شهرستان خانمیرزا در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.
💡 سرتنگ مسن، روستایی در دهستان سپیدار بخش ارمند شهرستان خانمیرزا در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.
💡 این روستا در دهستان ارمند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بودهاست.
💡 ده کهنه، روستایی در دهستان ارمند بخش ارمند شهرستان خانمیرزا در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.
💡 بخش ارمند، یکی از بخشهای شهرستان خانمیرزا در استان چهارمحال و بختیاری است. مرکز این بخش، روستای ارمند است.
💡 ارمند سفلی، روستایی در دهستان ارمند بخش ارمند شهرستان خانمیرزا در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.