ارشی

لغت نامه دهخدا

( آرشی ) آرشی. [ رَ ] ( ص نسبی ) منسوب به آرش پهلوان.
- تیر آرشی؛ تیری سخت دورپرتاب:
بزیر پی آن که هست آتشی
که سامیش گرز است و تیر آرشی.فردوسی.منسوب به آرش سرسلسله سلاطین اشکانی:
دو فرزند او هم گرفتار شد
از او تخمه آرشی خوار شد.فردوسی.
آرشی. [ رِ ] ( ص نسبی ) معنوی، مقابل لفظی. ( برهان ).

فرهنگ عمید

( آرشی ) مربوط به آرش: به زیر پی آنکه هست آتشی / که سامیش گرز است و تیر آرشی (فردوسی۲: ۱۵۳۵ ).

فرهنگ فارسی

( آرشی ) ( صفت ) ۱ - منسوب به آرش پهلوان: تیر آرشی تیری سخت دور پرتاب. ۲ - منسوب به آرش سلسل. اشکانی: ازو تخم. آرشی خوار شد ( فردوسی ).
منسوب به آرش معنوی
منسوب به آرش پهلوان داستان که تیراندازماهری بود،تیر آرشی )

جمله سازی با ارشی

💡 این کتاب در ایران با ترجمهٔ سپیده کوتی و در نشر پیدایش چاپ شده‌است. همچنین نسخه بدون سانسور کتاب در دانمارک توسط فرناز ارشی به فارسی ترجمه‌ شده و انتشارات آوای بوف آن را به‌صورت کتاب الکترونیکی و کتاب صوتی منتشر نموده است.

💡 زبان ارشی، زبان مردم ارس است که در شمال ارمنستان ساکن بودند و (احتمالاً) بعدها زبان مردم هرتی که ساکن جنوب گرجستان و شمال غربی گرجستان بودند، شده است. این زبان کم و بیش به عنوان ناخی اثبات شده است. این مردم و زبان‌شان در نهایت با زبان گرجی یا آذری جایگزین شد.

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز