ارتمام

لغت نامه دهخدا

ارتمام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ارتمام بهیمه؛ گرفتن ستورچوبها را بدهن خود و خوردن آن. ( منتهی الارب ). || خوردن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). || ارتمام فصیل؛ تازه کوهان آوردن کره شتر.

جمله سازی با ارتمام

💡 عمرت رود ارتمام برجرم و هوس به زانکه رسد دمی جفای تو بکس

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
جزئیات یعنی چه؟
جزئیات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز