اربیت

لغت نامه دهخدا

اربیت. [ اِ ] ( اِخ ) شهری است به روسیه شرقی ( سیبری )، بمسافت 410 هزارگزی مشرق پِرم در ملتقای دو نهراربیت و نیتزا، دارای 10000 تن سکنه و معادن است.
اربیة. [اُ بی ی َ ] ( ع اِ ) بیغوله ران. کش ران که بشکم پیوسته است. بُن ران. ( غیاث ). بیخ ران یا مابین اعلی و اسفل شکم. بُن ران. کش.
- فتق اربیه. رجوع به فتق و اربیات شود.
|| اهل خانه مرد. || قبیله مرد. || پسرعم مرد. ج، اربیات.

جمله سازی با اربیت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آنالیز پویا اصطلاحاً به دنباله‌ای از نقاط که از تکرار ترکیب یک تابع با خودش به دست می‌آید ابر یا اربیت نقاط تحت آن تابع می‌گویند. به بیانی دیگر مجموعه مندلبرو مجموعه نقاط اربیت‌های بدست آمده تحت تابع