اربعینی

واژه «اربعینی» یک صفت نسبی در زبان عربی و فارسی است که به معنای «منسوب به اربعین» یا مربوط به عدد چهل و دوره چهل‌روزه به کار می‌رود. ریشه این واژه از «اربعین» گرفته شده که در زبان عربی به معنای عدد چهل است و در فرهنگ اسلامی، عرفانی و ادبی جایگاه ویژه‌ای دارد. در متون دینی، اربعین بیشتر به چهلمین روز پس از یک رویداد مهم اشاره می‌کند و به همین دلیل واژه اربعینی نیز معنای وابسته به آن را می‌رساند. این واژه در ادبیات فارسی و عرفان اسلامی گاهی برای بیان دوره‌ای چهل‌روزه از عبادت، ریاضت یا خلوت‌نشینی به کار رفته است. برای نمونه، برخی عارفان و سالکان راه تصوف، دوره‌های چهل‌روزه‌ای برای عبادت و تهذیب نفس برگزار می‌کردند که به آن «اربعینی» گفته می‌شد. در اشعار فارسی نیز این واژه گاه به صورت نمادین برای اشاره به رنج طولانی، انتظار یا تجربه‌ای معنوی و عمیق استفاده شده است. از نظر ادبی، این کلمه می‌تواند به هر چیزی که با عدد چهل یا مراسم و دوره چهل‌روزه ارتباط داشته باشد اشاره کند. در فرهنگ مذهبی شیعه نیز واژه اربعینی معمولاً یادآور اربعین و مناسبت‌های مربوط به آن است. این واژه در متون کهن، هم کاربرد دینی و هم کاربرد شاعرانه و عرفانی داشته و بسته به متن، مفهوم دقیق آن مشخص می‌شود. در مجموع، این کلمه به معنای چیزی است که به اربعین، عدد چهل، دوره چهل‌روزه یا آیین‌ها و مفاهیم وابسته به آن مربوط باشد.

لغت نامه دهخدا

اربعینی. [ اَ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به اربعین.

جمله سازی با اربعینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شد چهل سالم به غفلت در مسلمانی بس است اربعینی در سر زلف تو ترسایی کنم

💡 ولی چون پس از اربعینی شدش چنین منزلی راحت‌افزا نصیب

💡 برآرم اربعینی بر سر هر نیش تا روزی به کام دل رسم در دیده رنجور کنعانی