اربح
لغت نامه دهخدا
اربح. [ اَ ب َ ] ( ع ن تف ) سودآورتر.
جمله سازی با اربح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لالان اربح علیهم جود تست که شود زو جمله ناقصها درست
💡 در تحلیلهای اقتصادی و تجاری، یافتن فرصتهای اربح برای سرمایهگذاران خرد که با سرمایه اندک فعالیت میکنند، نیازمند دانش تخصصی و تحلیل بسیار دقیق بازار است.
💡 مدیران مالی شرکتهای بزرگ همواره تلاش میکنند تا با بهینهسازی هزینههای عملیاتی، مسیرهای اربح بیشتری را برای افزایش سود خالص سالانه سازمان خود پیدا کنند.
💡 انتخاب پروژههایی که دارای پتانسیل رشد بالا و بازگشت سرمایه سریع هستند، همواره راهکاری اربح در استراتژیهای بلندمدت توسعه اقتصادی کشورها محسوب میشود.