احرام بند
مترادفها
لایه لایه، طبقه طبقه
لغت نامه دهخدا
احرام بند. [ اِ ب َ ] ( نف مرکب ) آنکه احرام بسته باشد:
طراوت که از جان هواخواه تست
ز اِحرام بندان ِ درگاه تست.کلیم.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه احرام بسته باشد.
جمله سازی با احرام بند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 می شود احرام بند کعبهٔ مقصود دل کشتی می در محیط غم چو دریایی بود
💡 در تک و پو همه سوی آدم آدم احرام بند خدمت اوست
💡 خیز و بهر کعبه ارباب فضل احرام بند در حریم دلگشایش نام جوی و کام یاب
💡 هر احرام بند با رعایت دقیق قواعد شرعی، آماده سفر معنوی خود به سوی مکه مکرمه برای انجام مناسک حج میشود.
💡 دیدن یک احرام بند که با آرامش در حال تلاوت قرآن است، حس معنویت و سکون خاصی را به اطرافیان منتقل میکند.
💡 هر احرام بند باید قبل از ورود به مکانهای مقدس، لباسهای مخصوص خود را پوشیده و تمام آداب مربوطه را به درستی رعایت کند.