لغت نامه دهخدا
احرام بند. [ اِ ب َ ] ( نف مرکب ) آنکه احرام بسته باشد:
طراوت که از جان هواخواه تست
ز اِحرام بندان ِ درگاه تست.کلیم.
احرام بند. [ اِ ب َ ] ( نف مرکب ) آنکه احرام بسته باشد:
طراوت که از جان هواخواه تست
ز اِحرام بندان ِ درگاه تست.کلیم.
( صفت ) آنکه احرام بسته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می شود احرام بند کعبهٔ مقصود دل کشتی می در محیط غم چو دریایی بود
💡 در تک و پو همه سوی آدم آدم احرام بند خدمت اوست
💡 خیز و بهر کعبه ارباب فضل احرام بند در حریم دلگشایش نام جوی و کام یاب