احدث
مترادفها
جدیدترین، نوین
متضادها
قدیم، کهن
لغت نامه دهخدا
احدث. [ اَ دَ ] ( ع ن تف ) تازه تر. مؤنث: حُدْثی ̍. ج، حُدث.
احدث. [ اَ دَ ] ( اِخ ) شهری است نزدیک نجد. ( مراصد ).
احدث. [ اَ دُ ] ( اِخ ) موضعی است.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی أُحْدِثَ: تا بگویم
ریشه کلمه:
حدث (۳۶ بار)
جمله سازی با احدث
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بقیه امکانات روستا عبارتند از: دو مغازه برای مایحتاج اهالی، یک نانوایی بربری، گازرسانی شده برای همه خانهها، تلفن با پیششماره ۰۱۷۳۵۲۰، غسال خانه و در حال پیشرفت هست، با اجازه گرفتن از منابع طبیعی شهرستان مینودشت و اداره جنگلبانی چمن فوتبال در بالای روستا در حال احدث هست. در این روستا بهداشت کاملاً رعایت شده و هیچگونه زباله در اطراف این روستا دیده نمیشود.
💡 محققان در این حوزه همواره بر اساس احدث یافتههای علمی و نتایج آخرین آزمایشهای انجام شده، نظریات و فرضیات خود را بازنگری و اصلاح میکنند.
💡 برای درک بهتر تحولات تکنولوژیک، باید با احدث دستاوردهای دنیای دیجیتال و ابزارهای هوش مصنوعی که روز به روز در حال تغییر هستند، آشنا بود.
💡 این گزارش جامع، بر اساس احدث آمارهای منتشر شده از سوی سازمانهای بینالمللی تهیه شده است تا تصویری دقیق از وضعیت فعلی جهان ارائه دهد.