لغت نامه دهخدا
احتفالات. [ اِ ت ِ ] ( ع اِ ) ج ِ احتفال.
احتفالات. [ اِ ت ِ ] ( ع اِ ) ج ِ احتفال.
💡 این شهر به تجارت اسبهای اصیل عربی مشهور بودهاست، وبازار بزرگی برای فروش اسب ومتعلقات آن سالیانه در این شهر و در کنار قلعه مذکور برگزار میشدهاست. برگزاری این بازار همراه با جشن و احتفال وجشنواره اسب دوانی و فلکلور ورقصهای سنتی برگزار میشده است، این احتفالات چندین روز بطول میانجامیده است.