احتزاز
احتزاز ریشه در زبان عربی داشته و در معنای لغوی به معنای بریدن و جدا کردن آمده است. این واژه در متون قدیمی و لغتنامههای معتبر، از جمله منتهیالأرب، بهعنوان یک فعل مصدری معرفی شده و بیانگر عملی است که با قطع یا جداسازی همراه باشد. توجه به ریشهی واژه و بررسی معنای آن در متون کلاسیک، نشان میدهد که کاربرد آن بیشتر در زمینههایی است که جدایی یا قطع چیزی مدنظر است.
از نظر دستور زبان، احتزاز بهصورت [ اِ ت ِ ] ذکر شده که نشاندهندهی شکل مصدری و کاربرد اصلی آن در ساختارهای جملهای عربی و فارسی است. این الگو، بیانگر افعال مرکب و مشتقاتی است که از ریشهی «ح ز ز» شکل گرفته و بر مفهوم بریدن و جدا کردن دلالت دارد. بررسی دقیق متون ادبی و فقهی قدیمی، نمونههای متعددی از کاربرد این واژه را در جملههای مختلف ارائه میدهد و نشان میدهد که معنای آن محدود به یک عمل فیزیکی نیست، بلکه گاهی استعاری و مجازی نیز به کار رفته است.
بنابراین، احتزاز نه تنها به معنای عملیِ فیزیکیِ بریدن است، بلکه در ادبیات و متون علمی قدیمی، به معنای جدایی و فاصلهگذاری نیز به کار رفته است. فهم درست این واژه نیازمند توجه به ریشه، تلفظ، و ساختار دستوری آن است تا بتوان معانی مختلف آن را در متون تاریخی و ادبی بهدرستی درک کرد. با مطالعهی دقیق منابع معتبر مانند «منتهیالأرب» و سایر لغتنامهها، میتوان جایگاه واژهی احتزاز را در زبان فارسی و عربی کلاسیک بهتر شناخت و از کاربردهای آن در نگارشهای رسمی بهره برد.
مترادفها
لرزش، تکان، ارتجاف
متضادها
سکون، ثبات، آرامش
لغت نامه دهخدا
احتزاز. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بریدن. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
بریدن
جمله سازی با احتزاز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو از راه تهمت کنی احتزاز درِ اَمن راحت شود بر تو باز
💡 ای اوحدی، مرو ز پی چشم مست او بنشین، که روز فتنه به از احتزاز نیست
💡 پیروزمندان پس از پایان مسابقات با احتزاز و شادی فراوان، بر روی سکوی قهرمانی رفتند و مدالهای خود را در میان تشویق جمعیت دریافت کردند.
💡 او با احتزاز به موفقیتهای بزرگ خود میبالید و همواره تلاش میکرد تا در آینده نیز دستاوردهای بیشتری برای افتخار به خانوادهاش کسب کند.
💡 در مراسم جشن ملی، مردم با احتزاز و افتخار به موزههای تاریخی رفتند تا یادبود قهرمانان و بزرگان کشور را گرامی بدارند.