اجره
مترادفها
مزد، دستمزد، اجرت، کرایه
لغت نامه دهخدا
( آجره ) آجره. [ ج ُرْ رَ ] ( معرب، اِ ) خشت پخته و جمع آن را به عربی آجر گویند.
فرهنگ فارسی
جمع جریر
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی أَجْرُهُ: پاداشش(آن مرد)
معنی أَجِرْهُ: پناهش بده
معنی وَقَعَ: واقع شد - به وقوع پیوست - فرا رسید (ترکیب "وقع علی" معنی "لازم شد" می دهد.عبارت "فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلی ﭐللَّهِ "یعنی پاداش دادن به او بر خدا لازم شد(البته لزومش از این جهت است که خداوند برای خودش سنت و روشی قرار داده است نه این که کس دیگری به...
ریشه کلمه:
اجر (۱۰۸ بار)ه (۳۵۷۶ بار)
جمله سازی با اجره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر لب اوست خط اجره ی تو دست بر زلف پرشکن چه زنی
💡 کی چو من عیسی دمی کردی درینمنزل مقام گر ببودی اش خری یا اجره خر داشتی
💡 این خطاپیشه که رد ساخته امت تست چاکر اوست اگر اجره خور همت تست
💡 آن گه ثمره اخلاص بنده و ثواب احسان وی پدید کرد و گفت: فله اجره عند ربّه»
💡 گه به دکان و تیم گشته گرو بهر تحصیل اجره در تگ و دو
💡 کارگرانی که برای پروژههای ساختمانی در این منطقه فعالیت میکنند، همواره بر سر میزان اجره و نحوه پرداخت دستمزدهای خود با کارفرمایان بحثهای طولانی دارند.
💡 در سیستمهای اقتصادی سنتی، تعیین اجره عادلانه برای هر فعالیت میتواند تأثیر مستقیمی بر ثبات اجتماعی و رضایت شغلی نیروهای کار در جامعه داشته باشد.
💡 او پس از اتمام کار سخت خود در مزرعه، منتظر دریافت اجره تعیین شده بود تا بتواند هزینههای ضروری خانوادهاش را برای ماه آینده تأمین کند.