اتش سوز

لغت نامه دهخدا

( آتش سوز ) آتش سوز. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) آتش سوزان. حریق. ( دهار ):
بر آتش سوز گردآید همه کس
تو بر فریاد آتش سوز من رس.( ویس و رامین ).

فرهنگ عمید

( آتش سوز ) ۱. چیزی که در آتش سوخته باشد.
۲. برافروزندۀ آتش.
۳. حریق، آتش سوزی: بر «آتش سوز» گرد آید همه کس / تو هم فریاد آتش سوز من رس (فخرالدین اسعد: ۳۰۷ ).

فرهنگ فارسی

( آتش سوز ) ( اسم ) حریق آتش سوزی.

جمله سازی با اتش سوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر آتش سوز گرد آید همه کس تو هم فریاد اتش سوز من رس

پیش ابستنی یعنی چه؟
پیش ابستنی یعنی چه؟
لاله زار یعنی چه؟
لاله زار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز