لغت نامه دهخدا
ابومرزوق. [ اَ م َ ] ( اِخ ) محدث است. او از ابی غالب و از او ابوالعدبس روایت کند.
ابومرزوق. [ اَ م َ ] ( اِخ ) تجیبی. محدث است.
ابومرزوق. [ اَ م َ ] ( اِخ ) حبیب بن شهید مصری. محدث است.
ابومرزوق. [ اَ م َ ] ( اِخ ) محدث است. او از ابی غالب و از او ابوالعدبس روایت کند.
ابومرزوق. [ اَ م َ ] ( اِخ ) تجیبی. محدث است.
ابومرزوق. [ اَ م َ ] ( اِخ ) حبیب بن شهید مصری. محدث است.
محدث است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در تاریخ ۲۱ نوامبر، موسی ابو مرزوق معاون رهبر حماس این قتلها را محکوم و "غیرقانونی" نامید و اضافهکرد هرگونه مجازات اعدام باید روند قانونی را دنبال کند. او بهعلاوه افزود که افرادی که درپشت این قتلها هستند باید مجازات شوند.