ابلخ
مترادفها
احمق، نادان، ابله
متضادها
عاقل، دانا، خردمند
لغت نامه دهخدا
ابلخ. [ اَ ل َ ] ( ع ص ) بزرگ منش. ( تاج المصادر بیهقی ). متکبر. گردن کش. مؤنث: بَلْخاء.
جمله سازی با ابلخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ذخایر الماس در حوضه آنابارا واقع شدهاست. بزرگترین شهرکهای بندری: ساسکلاخ، یوریونگ-هایا، ابلخ، زیلیندا.