ابرشم

لغت نامه دهخدا

ابرشم. [ اَ رِ ش َ ] ( اِ ) ابریشم:
دیوه هرچند کابرشم بکند
هرچه او بیشتر بخویش تَنَد...رودکی.

جمله سازی با ابرشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دشمنت گر دم زند ناگفتنیها از دهان گو چو کرم ابرشم پیوسته بر تن میتنش

💡 اگر غبار نگردم غبار خواهم شد به دام شوخی جولان ابرشم دارد

💡 چو گیرد تگ باد و ابر ابرشم سزد گر شود ماه ترکش کشم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران