فرهنگ عمید
۱. ترسانده شده.
۲. لرزیده.
۱. ترسانده شده.
۲. لرزیده.
( اسم ) ۱- ترسانده شده.۲- لرزیده. توضیح در عبارت ذیل مزلزلی آمده: و اهل لمغان بدان کرم و عاطفت بجای خویش رسیدند و چنان شدند که در آن ثغر مقام توانند کرد اما هنوز چون مزلزلی اند و میترسیم که اگر مال مواضعت را امسال طلب کنند بعضی مستاصل شوند... یای مزلزلی را اگر یای حاصل مصدر بگیریم مزلزلی بمعنی تزلزل باشد و در عبارت فوق معنی نمیدهد اگر یای نسبت بگیریم زاید خواهد بود زیرا مزلزل خود صفت است و احتیاج بدین یائ ندارد ( هر چند گاه نظایر آنرا استعمال کرده اند ) ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به نزد ما چه خطا توبهء مزلزل را هزار توبه محکم درست بشکستند
💡 رفیع رای تو را با کمال حزم و ثبات چگونه کرد مزلزل عدو ؟ زهی استاد!
💡 بی دست مسند تو مزلزل نهاده بود اوضاع تخت بخت تو دستی بران نهاد
💡 جای دلم خود مزلزل است و پریشان کاش مرا مسکنی بدی و قراری
💡 زنفخ صور مبادا مزلزل این دولت که نیک جای گرفتست درقرارمکین