لغت نامه دهخدا
نقد شدن. [ ن َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) حاضر و آماده شدن پول کالا یا زمین و خانه. یا سند و قبضی به پول نقد بدل شدن. موجود شدن. فراهم آمدن. حاضر شدن:
اهل بدعت را قیامت نقد شد زین آشتی
چون بدید اینجا چو آنجا جمع خورشید و قمر.سنائی.
نقد شدن. [ ن َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) حاضر و آماده شدن پول کالا یا زمین و خانه. یا سند و قبضی به پول نقد بدل شدن. موجود شدن. فراهم آمدن. حاضر شدن:
اهل بدعت را قیامت نقد شد زین آشتی
چون بدید اینجا چو آنجا جمع خورشید و قمر.سنائی.
حاضر و آماده شدن پول ٠ کالا یا زمین و خانه ٠ یا سند و قبضی به پول نقد بدل شدن ٠ موجود شدن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میماند نقد، خود نقد. منتقد از نقد شدن نمیهراسد، چون مقوله نقد عزیز و مرتبه دار است. فارسی خوب و فخار. قضاوت گریهای مسئول و یاددهنده و اینکه تا چه اندازه به معرفت دریافت معتقد باشد، میشود معلم. منتقدی که خودش و اثر را در نوشته اش منعکس شده میبینی و در پنهان احترامش میکنی.
💡 ایدهگرایی را تقریباً میتوان به عنوان اعتقادی خود به خود یا مشابه آن توصیف کرد، بدون اینکه فرض شود دقیقاً چه چیزهایی یا اشیایی از چنین خاصیتی برخوردار هستند (خاصیت ماورایی و قابل اثبات بودن)؛ این مانند نقد شدن ذاتی بدون مشخصات بیشتر است. پذیرش "چیزی ماورایی وجود دارد"، نوعی معنای زندگی است. چیزی که به خودی خود هدف است یا چیزی بیشتر از زندگی است و آن چیز ماورایی، "..." است (اینجای خالی بسته به اشیا و حقایق مختلف، پر میشود). از طرف دیگر، ایدهگرایی به سادگی "چیزی ماورایی وجود دارد" را میپذیرد، بدون اطلاعات یا جزئیات بیشتر.