چشم پریدن
مترادفها
پریدن پلک
لغت نامه دهخدا
چشم پریدن. [ چ َ / چ ِ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از جستن چشم و این اکثر از رنج باشد. ( آنندراج ):
چنین که میپرد از حرص خاکیان را چشم
عجب اگر پر کاهی بکهکشان ماند.صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) چشم کسی را. جستن چشم وی از رنج و غیره.
جمله سازی با چشم پریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بال وپر ارباب هوس غنچه نگردد جایی که مرا چشم پریدن نگذارند
💡 می توان رفت به یک چشم پریدن تا مصر تو ز کوته نظری راه صبا می بینی
💡 نبض جهدم شرر کاغذ آتش زده است یک مژه راه به صد چشم پریدن رفتم
💡 می توان رفت به یک چشم پریدن تا مصر بوی پیراهن اگر قافله سالار شود
💡 بی پرو بالی من همقدم شبنم بود زین چمن بر اثر چشم پریدن رفتم
💡 پزشک معتقد است که چشم پریدن میتواند ناشی از استرس زیاد، خستگی مفرط یا کمبود برخی ویتامینهای ضروری در بدن باشد.
💡 وقتی فردی دچار استرسهای عصبی مزمن میشود، معمولاً با نشانههای فیزیکی مانند چشم پریدن یا لرزش عضلات صورت در طول روز مواجه میگردد.
💡 اگر پدیده چشم پریدن برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، حتماً باید به یک متخصص چشمپزشک مراجعه کرد تا علت دقیق مشخص شود.