پنج نماز

لغت نامه دهخدا

پنج نماز. [ پ َ ن َ ] ( اِ مرکب ) نماز صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشا:
شکر تو بر ما فرض است چو هر پنج نماز
بیشتر گردد هر روز و نگیرد نقصان.فرخی.ای مهر تو چون چهار طبع اندر خور
وز پنج نماز شکر تو واجب تر.مسعودسعد.زر که ترازوی نیاز تو شد
فاتحه پنج نماز تو شد.نظامی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نمازهای صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشا نمازهای پنجگانه.

جمله سازی با پنج نماز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کافرست آنکه او به پنج نماز جان او را نخواهد از یزدان

💡 بگزارد به وقت پنج نماز سر نگرداند از خضوع و نیاز

💡 از کس مطلب یاری و در پنج نماز بر درگه او رو که بود دائم باز

💡 وانگاه بپرسیدم از ارکان شریعت کاین پنج نماز از چه سبب گشت مقرر؟

💡 چون حبیب فراز رسید احمد گفت: چه گویی در حق کسی که از این پنج نماز یکی از وی فوت شود، نمی‌داند کدامست، چه باید کرد؟

دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز