لغت نامه دهخدا
نواک. [ ن َ / ن ُ ] ( ع مص ) نَوَک. نواکة. گول و احمق شدن. ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به نواکة شود.
نواک. [ ن َ / ن ُ ] ( ع مص ) نَوَک. نواکة. گول و احمق شدن. ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به نواکة شود.
نوک. نواکه. گول و احمق شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دادن گام یا نواک آغازین به گروه که قطعه با آن آغاز میشود، که معمولاً در قطعات بدون همراهی روی میدهد.
💡 پس از آن یک قاضی در استرالیا دستور لغو دیپورت نواک جوکوویچ، ستاره تنیس جهان، را صادر کرد.
💡 «روز تنوع» دومین قسمت از فصل اول مجموعه تلویزیونی کمدی اداره است. این قسمت توسط بی جی نواک نوشته و توسط کن کواپیس کارگردانی شدهاست و نخستین بار در ۲۹ مارس ۲۰۰۵ در ایالات متحده از انبیسی پخش شد. بازیگر مهمان این قسمت، تهیهکننده مشاور اداره، لری ویلمور بود.
💡 ما املی سوی لقاک ان ردای فی نواک ان تلفی یکن رضاک لیس هوای فی سواک
💡 بکر همچنین برای مدتی رئیس اتحادیه تنیس آلمان بود. برجستهترین بخش کارنامه حرفهای بکر پس از بازنشستگی، سرمربیگری نواک جوکوویچ برای ۳ سال بود.
💡 در حالی که اکثر بازیکنان بزرگ دنیا به دلیل شیوع ویروس کرونا در این مسابقات شرکت نکرده بودند و نواک جوکوویچ هم به دلیل پرتاب اشتباهی توپ به سمت داور از مسابقات کنار گذاشته شده بود توانست با شکست الکساندر زورف آلمانی به مقام قهرمانی برسد و اولین قهرمانی گرنداسلم خود را به دست آورد.