لغت نامه دهخدا
قراجه داغ. [ ق َ ج ِ ] ( اِخ ) رجوع به قره جه داغ شود.
قراجه داغ. [ ق َ ج ِ ] ( اِخ ) رجوع به قره جه داغ شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کار رسیدگی به مطالبات اشخاص حقیقی و حقوقی از «تجارتخانه برادران تومانیانتس» که سالها به طول انجامید نشان داد که داراییهای تجارتخانهٔ مزبور خیلی بیشتر از دیون آن بودهاست و لذا کار هیئت تصفیهٔ تجارتخانه خاتمه یافته اعلام و باقیماندهٔ داراییها و اموال منقول و غیرمنقول متعلق به تومانیانها از جمله کلیهٔ دهات ملکی آنان در منطقه قراجه داغ به وراث تومانیانها مسترد گردید.
💡 دهات ملکی آنان پس از رفع توقیف مشمول قانون اصلاحات ارضی شناخته شد و مقرر گردید به زارعین محل واگذار گردد. در این موقع یعنی سال ۱۳۴۸ شمسی دیگر احدی از ارامنهٔ منطقه در دهات تومانیانها ساکن نبود که از تقسیم اراضی سهمی ببرد زیرا که روستانشینان ارمنی منطقهٔ قراجه داغ از سالها قبل به شهرها مهاجرت کرده و دهات متعلق به تومانیانها مخروبه به حال خود رها شده بودند.
💡 شهرت روزافزون نعلهای ساخت استاد تومان به تدریج از مرز روستاها گذشت و به بازار تبریز رسید. از این به بعد استاد تومان در مقابل فروش نعل در بازار تبریز و خرید و حمل و فروش خشکبار و منسوجات و مایحتاج روزمره روستاییان ساکن منطقه قراجه داغ به تدریج به کار داد و ستد روی آورد.