فرمند

لغت نامه دهخدا

فرمند. [ ف َ م َ ] ( ص مرکب ) از: فر( = فره ) + مند که پساوند اتصاف است. این لغت مأخوذاز فرهنگ دساتیر است. ( حاشیه برهان چ معین ). در آثار قدما به تشدید ثانی به کار رفته است:
به بهرام گفتند کای فرمند
به شاهی تویی جان ما را پسند.فردوسی.خدیو زمانه کی فرمند
گشاینده گیتی و ضحاک بند.اسدی.

فرهنگ فارسی

این لغت ماخوذ از فرهنگ دساتیر است.

فرهنگ اسم ها

اسم: فرمند (پسر) (فارسی) (تلفظ: farmand) (فارسی: فَرمند) (انگلیسی: farmand)
معنی: دارای شکوه و وقار، ( = فرهمند )، فرهمند، فر + مند دارای شکوه و وقار

جمله سازی با فرمند

💡 حسنعلی فرمند در اسفند ۱۳۲۹ در کابینه حسین علاء، وزیر کشاورزی شد و همین سمت را در کابینه محمد مصدق نیز که پس از علاء به نخست‌وزیری رسید، به مدت چند ماه حفظ کرد.

💡 یکی برز بالا بود فرمند همه شیر گیرد به خم کمند

💡 حسنعلی خان ضیاءالملک قراگوزلو با نام خانوادگی فرمند (۱۲۶۹ همدان – احتمالاً پس از ۱۳۴۰ در سوییس) وزیر کشاورزی و نماینده همدان در مجلس شورای ملی در دوره قاجار و پهلوی بود.

💡 کتاب صد صفحه‌ای همت (یا دوازده درس) اثر یوریتومو تاشی با ترجمه حسنعلی فرمند در دهه بیست خورشیدی در ایران به چاپ رسید.

💡 پس از پایان دوره ششم، فرمند دیگر به مجلس نرفت تا اینکه در پی شهریور ۱۳۲۰ و سقوط رضاشاه و اشغال ایران، در نخستین انتخاباتی که برگزار شد (دوره چهاردهم) در سال ۱۳۲۲ بار دیگر به نمایندگی همدان به مجلس رفت.

💡 زن جوابش داد کی فرمند راد اوستاد این جهان را اوستاد