لغت نامه دهخدا
نشیبی. [ ن ِ / ن َ ] ( ص نسبی، اِ ) سرازیری. مقابل فرازی:
هوا خوش گردد وبر کوه برف اندر گداز آید
علم های بهاری از نشیبی بر فراز آید.فرخی.رجوع به نشیب شود.
نشیبی. [ ن ِ / ن َ ] ( ص نسبی، اِ ) سرازیری. مقابل فرازی:
هوا خوش گردد وبر کوه برف اندر گداز آید
علم های بهاری از نشیبی بر فراز آید.فرخی.رجوع به نشیب شود.
سرازیری. مقابل فرازی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «ترکیا» در فرقت دلدار صابر شو، که هست هر نشیبی را فراز و، هر فرازی را نشیب
💡 این کتاب سرگذشت هیجانآور جوانی است که زندگی پر فراز و نشیبی داشتهاست و زمانی فرصت یافته تا سرگذشت کودکی و نوجوانی خود را در داستانی شگرف به نگارش دربیاورد.
💡 چنین گیرم که این عالم همه یکسر ترا باشد نه آخر هر فرازی را نشیبی در قفا باشد
💡 در هر دلکی از تو نهیبی است مکن افراز ملوک را نشیبی است مکن
💡 ارتفاع جبل اخضر در حدود ۳۰۷۵ متر میباشد، اما ارتفاع قلهٔ این کوه به حدود ۹ هزار و ۹۰۰ قدم میرسد. در این کوه میوههای سردسیر و چشمههای گوناگونی در جریان است، درههای پر فراز و نشیبی در این کوه به وجود آمدهاست.
💡 او اکنون اسطورهٔ کانادا محسوب میشود. او که زندگی پُر فراز و نشیبی داشته، یک ورزشکار با اخلاق بود که در سال ۱۹۸۱ میلادی درگذشت.