مکیل

لغت نامه دهخدا

مکیل. [ م َ ] ( ع مص ) پیمودن به پیمانه. ( تاج المصادر بیهقی ). پیمانه کردن. کَیل. مَکال. این کلمه شاذ است زیرا مصدراز فَعَل یَفعِل، مَفعَل آید. ( از اقرب الموارد ).
مکیل. [ م َ ] ( ع ص ) پیموده. مکیول. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). به پیمانه پیموده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ). || ( اصطلاح فقه ) هر مالی که موقع معامله متعارف این باشد که کیل کرده و قبض و اقباض بعمل آورند. ( ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ).
مکیل. [ م ِ ی َ ] ( ع اِ ) پیمانه. مِکْیَلة. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). پیمانه و آلتی که بدان چیزی را می پیمایند. ( ناظم الاطباء ). ج، مکایل. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

پیمانه. مکیله.

جمله سازی با مکیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گه شمرد آن به سبحه انگشت یا که پیمود این به مکیل مشت

💡 این نوع ربا هم در معاملاتی که عوضین حال و موجل باشندنسیه واقع می‌شود و بنا به نظر مشهور فقها اختصاص به اموال موزون (وزن‌شدنی) و مکیل (پیمانه‌ای) دارد. برخی از فقها آن را در معامله اموال شمردنی نیز جاری می‌دانند. همچنین نظر مشهور فقها ممنوعیت ربا در تمامی معاملات است نه اینکه اختصاص به عقد بیع داشته باشد.

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز