گنبدخانه

لغت نامه دهخدا

گنبدخانه. [ گُم ْ ب َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) خانه ای که دارای گنبد باشد. خانه ای که به شکل گنبد باشد:
همه ره پای کوبان می شد آن ماه
بدینسان تا به گنبدخانه ٔشاه.نظامی.سمیعی که در دهلیز سمع از گنبدخانه وهم و خیال صدای منادی عظمتش نتوان شنید. ( مرزبان نامه ص 1 ).

جمله سازی با گنبدخانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به قرن نهم ق. بازمی‌گردد. اما به نظر می‌رسد که کهن تر از این‌ها و مربوط به قرن دوم هجری و حتی پیش تر از این باشد. نشانه‌هایی از این کهن بودن به دست آمده‌است. تابستان خانه این مسجد با پوشش گنبدی و شامل ایوانی بلند است و در دو طبقه بنا شده‌است. گرمخانه مسجد در ضلع شرقی گنبدخانه با اندکی اختلاف سطح بنا شده و گویا در ادوار بعد از ساخت گسترش یافته‌است.

💡 مسجد جامع بفرو همانند مسجد جامع فیروزآباد متعلق به قرن نهم هجری-قمری هست که بعد از مسجد جامع میبد از قدیمی‌ترین مساجد جامع شهرستان میبد می‌باشد. دارای تابستان خانه، زمستان خانه، مسجد کوچک تویی می‌باشد. بر بام مسجد، بادگیر و گنبدخانه و مؤذنه (محل اذان گفتن) جلوه ای زیبا دارد. ساختار بادگیر مسجد جامع بفرو در نوع خود منحصر به فرد می‌باشد.

💡 این بنا باشکوه‌ترین ساختمان شیوه آذری و شاید کل معماری ایران است که در کنار آن آرامگاه سلطان محمد خدابنده (الجایتو) ساخته شده‌است. از ارسن بزرگ سلطانیه که در بر گیرندهٔ بیمارستان، خانقاه و میانسرای آن بوده، تنها گنبدخانه و آرامگاه الجایتو بازمانده‌است. میان سرای نام برده شاید به اندازهٔ دو برابر میدان نقش جهان بوده‌است. فضای تربت خانه‌ها بعدها به آن افزوده شده‌است.