لغت نامه دهخدا
نوبت کار. [ ن َ / نُو ب َ ] ( ص مرکب ) در اصطلاح کارخانه ها، کارگری که پس از چند ساعت کار، چند ساعت تعطیل دارد و ازاین رو کار او گاهی به اول روز و گاهی از نیمه به بعد و گاهی اول شب و گاهی از نیمه به بعد است. ( یادداشت مؤلف ).
نوبت کار. [ ن َ / نُو ب َ ] ( ص مرکب ) در اصطلاح کارخانه ها، کارگری که پس از چند ساعت کار، چند ساعت تعطیل دارد و ازاین رو کار او گاهی به اول روز و گاهی از نیمه به بعد و گاهی اول شب و گاهی از نیمه به بعد است. ( یادداشت مؤلف ).
{shift worker} [عمومی] 1. ویژگی شخصی که در نوبت های معین کار کند 2. شخصی که در نوبت های معین کار کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بکار خویش نپرداختیم، نوبت کار تمام عمر، نشستیم و گفتگو کردیم
💡 چو گفتم که شد نوبت کار من بگیرم ز شادی یکی جام من
💡 در محفل رقیبان رویت شکفته گل گل با ما رسید نوبت کار تو شد تغافل