متعنی
مترادفها
مخلص، وفادار، پیرو
متضادها
بیطرف، منکر، مخالف
لغت نامه دهخدا
متعنی. [ م ُ ت َ ع َن ْ نی ] ( ع ص ) رنج کشنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مانده و خسته و رنج کشنده. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با متعنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بخ بخ از ماه رخش متعنی الله به هی هی از سرخ لبش صیرنی الله فداه