لوبکه
لغت نامه دهخدا
لوبکه. [ ک ِ ] ( اِخ ) ویلهلم. متخصص تاریخ صنایع از مردم آلمان، مولد دُورتُموند ( 1826-1893 م. ).
جمله سازی با لوبکه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 محمدرضا شاه دو بار در سالهای ۱۹۵۵ و ۱۹۶۷ به آلمان سفر کرد. از جمله مقامات آلمانی نیز که به ایران سفر کردند میتوان از کنراد آدناور (مارس ۱۹۵۷)، هاینریش لوبکه (اکتبر ۱۹۶۳)، تورت کسینگر (سپتامبر ۱۹۶۸)، ویلی برانت (مارس ۱۹۷۲)، هلموت اشمیت (نوامبر ۱۹۷۵) و والتر شل (آوریل ۱۹۷۸) نام برد. امیرعباس هویدا سه بار در سالهای ۱۹۶۷، ۱۹۶۹ و ۱۹۷۴ به آلمان مسافرت کرد. در خلال این سفرها قراردادهای مهمی بین طرفین به امضا رسید؛ از جمله: توافقنامه فروش اسلحه به ایران (۱۹۶۶)، مشارکت ایران در کروپ آلمان (۱۹۷۴) و احداث نیروگاه اتمی بوشهر در سال ۱۹۷۴.
💡 جراح پس از بررسی دقیق نتایج آزمایشهای تصویربرداری، تصمیم گرفت برای جلوگیری از گسترش بیماری، عمل لوبکه را روی ریه بیمار انجام دهد.
💡 پس از انجام موفقیتآمیز عمل لوبکه، بیمار باید مدتی را در بخش مراقبتهای ویژه سپری کند تا روند بهبودی او به دقت پایش شود.
💡 پزشک متخصص توضیح داد که جراحی لوبکه یکی از روشهای رایج برای درمان برخی تومورهای خوشخیم است که نیاز به برداشتن بخشی از عضو دارد.