لغت نامه دهخدا
فسائی. [ ف َ ] ( ص نسبی ) منسوب به فسا. ( یادداشت بخط مؤلف ). اهل شهر فسا. رجوع به فسا و فسایید شود.
فسائی. [ ف َ ] ( ص نسبی ) منسوب به فسا. ( یادداشت بخط مؤلف ). اهل شهر فسا. رجوع به فسا و فسایید شود.
💡 میرزا حسن حسینی فسائی بنابر آنچه خود در فارسنامه ناصری نگاشتهاست سومین فرزند پسر خانواده خویش بود که در سال ۱۲۳۷ در شهر فسا متولد شد اما سه ماه پیش از تولدش، پدر خود را از دست داده بود و مادر برای زنده نگه داشتن نام و یاد شوهر او را حسن نامید ولی خود مادر نیز چندی بعد فوت کرد و میرزا حسن تا ده سالگی در سرپرستی مادربزرگ و سپس برادر ارشدش قرار گرفت و به کسب علم و ادب پرداخت.
💡 معروفترین شخصیت معاصر طایفه بککی شهباز خان بککی است که رئیس گارد محافظان کریمخان زند بود و، بنوشته فسائی در فارسنامه ناصری، ظاهراً به علت توطئه قتل علیه کریمخان مغضوب و اعدام شد. و همچنین شخصیتهای دیگری که در عصر حاضر وجود داشتند میتوان به طایفه رئیسی اشاره کردو بزرگانی چون مرحوم رئیس محمدی رئیسی(کدخدای بکک).
💡 جمعیت کنونی باوی مشخص نیست. بارون دوبد در سال ۱۲۵۷ ه.ش جمعیت این ایل را ۴۰۰۰ خانوار ذکر میکنند. فسائی باویها را ۱۵۰۰ خانوار ذکر کرده است. امام شوشتری ۱۲۰۰ خانوار تخمین زده است. طبق آخرین آمار جمعیتی از این ایل در سال ۱۳۴۷ جمعیت باویها ۵۴۶۱ خانوار بوده است.