فرهت

لغت نامه دهخدا

فرهت. [ ف َ هََ ] ( اِ ) شأن و شوکت و شکوهمندی باشد. ( برهان ).
فرهة. [ ف ُرْ رَ هََ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ فاره. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به فاره شود.
فرهة. [ ف ُ هََ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ فاره. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به فاره شود.

فرهنگ فارسی

شان و شوکت و شکوهمندی باشد.

فرهنگ اسم ها

اسم: فرهت (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: farhat) (فارسی: فَرهت) (انگلیسی: farhat)
معنی: شأن، شوکت و شکوهمندی، فراهت صورت دیگری از فراهت

جمله سازی با فرهت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مستند پرتره‌ دکتر احمد شاه فرهت پزشک افغانستانی متخصص اطفال است که به دلیل زندگی پر فراز و نشیب خود شهرت خاصی در ایران پیدا کرده است. روایت فرهت در خانه مستند انقلاب اسلامی تهیه شده و محصول سازمان اوج است.

💡 بدین ترتیب قلب سپاه عثمانی دچار بی نظمی شد و آنان به صحرا عقب نشینی کردند. قدری که از ظهر گذشت، قلب سپاه فرهت چاووش توسط ایرانیان تصرف گردید.

💡 وی با موسیقی‌دانانی همچون: بابک بیات، مجید انتظامی، ناصر چشم‌آذر، محمدرضا چراغعلی، شاهین فرهت و … همکاری داشته‌است. او علاوه بر آلبوم‌های مستقلش در سمفونی ایثار مجید انتظامی و سمفونی پیامبر شاهین فرهت نیز حضور داشته‌است.

💡 توران فرهت از لحاظ سبک کار، خود را محدود به سبک خاصی نکرده و در میان آثارش سبکهای انتزاعی، کوبیسم، امپرسیونیسم، رئالیسم و اکسپرسیونیسم نمایان است.

💡 اما فرهت این گوشه را چنین تعریف می‌کند: تمرکز روی درجهٔ هفتم است، نت شاهد آن درجهٔ چهارم همایون است، درجهٔ دوم (که نت شاهد درآمد همایون بود) اهمیتش را از دست می‌دهد.