لغت نامه دهخدا
نیم بها. [ ب َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) نصفه قیمت. به قیمتی معادل نصف قیمت واقعی. ثمن بخس. رجوع به نیمه بها شود.
نیم بها. [ ب َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) نصفه قیمت. به قیمتی معادل نصف قیمت واقعی. ثمن بخس. رجوع به نیمه بها شود.
نصفه قیمت ٠ به قیمتی معادل نصف قیمت واقعی ٠ ثمن بخس ٠
{half price} [گردشگری و جهانگردی] قیمتی معادل نصف قیمت معمول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این تله کابین به دانش آموزان بلیط نیم بها ارائه میدهد.
💡 هفت دریا نشود موی مرا نیم بها گوهر وحدت حق در تک عمان منست
💡 گر یکدمه وصل تو خریدیم بعد جان آن هم سر یک موی ترا نیم بها بود