نزر

لغت نامه دهخدا

نزر. [ ن َ ] ( ع اِ ) کار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). الامر. یقولون: نزرتک فاکثرت؛ أی امرتک. ( تاج العروس ). || ورمی است در پستان شترماده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( از تاج العروس ). || ( ص ) قلیل. ( تاج العروس ) ( غیاث اللغات ). اندک. ( غیاث اللغات ). کم. یسیر. ( یادداشت مؤلف ). فی صفة کلامه ( ص ): فصل لا نزر و لا هذر؛ أی لیس بقلیل. ( تاج العروس ). || اندک و بی مزه. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از فرهنگ نظام ) ( از ناظم الاطباء ). قلیل تافه. ( اقرب الموارد ). || بطی ٔ. ( از اقرب الموارد ) ( تاج العروس ): ماجئت الا نزراً؛ نیامدی مگر به آهستگی و درنگ. || ( مص ) اندک گشتن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). اندک گردیدن. ( ناظم الاطباء ). کم شدن. ( از اقرب الموارد ). نزارة. نزور.نزورة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). نزرة. ( اقرب الموارد ). نزارت. اندک شدن. ( یادداشت مؤلف ). || ستیهیدن در سؤال. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). الحاح کردن در سؤال. ( از اقرب الموارد ) ( از تاج العروس ). || برانگیخته گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). احتثاث. ( از تاج العروس ). || شتابی نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). استعجال. ( تاج العروس ). || آزمودن کار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || فرمودن کاری. ( آنندراج ). || خرد و خوار شمردن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). احتقار. استقلال. ( تاج العروس ). || اندک پنداشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کم شمردن. ( از اقرب الموارد ). || کم گردانیدن چیزی را. ( از ناظم الاطباء ). اندک کردن. ( دهار ).

فرهنگ فارسی

کار یا اندک و بی مزه یا برانگیخته گردیدن.

جمله سازی با نزر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو نزر و چهره بر آنگونه که زر چهره دهد که ندادم بسرشکی چو گلاب گلفام

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز