نامقید

لغت نامه دهخدا

نامقید. [ م ُ ق َی ْ ی َ ] ( ص مرکب ) آزاد.که در قید و بندی نیست. نامشروط. بدون قید و شرط.

فرهنگ فارسی

آنچه که دربند قید و شرطی نیست بدون قید آزاد.

جمله سازی با نامقید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اما مفهوم جرم نامتغیر مختص سامانه‌های ذرات مقید نیست بلکه می‌تواند در مورد سامانه‌های ذرات نامقید در حال حرکت با سرعت نسبی بالا نیز بکار رود. به همین دلیل در فیزیک ذرات، اغلب در مورد سامانه‌های متشکل از ذرات پرانرژی با فاصله زیاد از هم به‌کار می‌رود. اگر چنین سامانه‌هایی از یک تک‌ذره تشکیل شده باشند، با محاسبه جرم نامتغیر چنین سامانه‌هایی، در واقع جرم سکون ذره را محاسبه نموده‌ایم.

💡 در این روش به کمک روش ضرایب لاگرانژ، مسئله به یک بهینه‌سازی نامقید تبدیل می‌شود. وانگهی متغیرهای مسئله جدید، برابر متغیرهای قبلی و متغیرهای لاگرانژ به تعداد قیدهای تساوی است.

💡 یا مقید ساخت خصم نامقید را ملک کز فرح جشنی فره در جاودان آراستند

💡 مژده ای درد که در دام تو افتاد آخر نامقید به دوائی، به الم خورسندی

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز