لغت نامه دهخدا
لیبیا. ( اِخ ) لیبی. رجوع به لیبی شود. ( ایران باستان ج 3 ص 1971 و 2043 ).
لیبیا. ( اِخ ) لیبی. رجوع به لیبی شود. ( ایران باستان ج 3 ص 1971 و 2043 ).
کشور مستقل پادشاهی در شمال آفریقا شامل سرزمینهای: [ تریپولیتن ] [ سیرنائیک ] این کشور کنار دریای مدیترانه واقع شده از جنوب بصحرای کبیر از مشرق بکشور مصر از مغرب به تونس و الجزایر و از شمال به مدیترانه محدود است. آب و هوای لیبی گرم و خشک و رودخانه بزرگی در آنجا جاری نیست. طرابلس و برقه در سابق جزو متصرفات عثمانی بود در سال ۱۹۱۲ م. بتصرف دولت ایتالیا در آمد و در ۱۹۴۹م. کشوری مستقل گردید. وسعت لیبی ۱۷۵۹۵٠٠ کیلومتر مربع ۲/۱۶٠/٠٠٠ سکنه. پایتخت آن شهر [ طرابلس ] و شهر و بندر مهم آن: [ بن غازی ] است. از کانهای مهم لیبی: گوگرد محصول غله. ( لیبی در سال ۱۹۶۹ جمهوری شد. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مداخله ناتو در بوسنی و هرزگوین، بمباران یوگسلاوی ناتو در سال ۱۹۹۹، مداخله نظامی بریتانیا در جنگ داخلی سیرالئون و مداخله نظامی ۲۰۱۱ در لیبیا مثالهای رایج و معمول مداخلهگرایی لیبرال اند. به گفته تیموتی گارتوناش مؤرخ، موارد متذکره به دلیل انگیزههای لیبرال و اهداف محدود، از دیگر مداخلات نظامی در مقیاس بزرگتر متمایز و متفاوت هستند.