قطنه
مترادفها
پنبه
لغت نامه دهخدا
( قطنة ) قطنة. [ ق ِ ن َ ] ( ع اِ ) آنچه با شکنبه باشد و آن را ذات الاطباق نامند، و نزد عامه رمانه است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قطنة. [ ق َ طِ ن َ ] ( ع اِ ) قِطْنة است. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قِطْنة شود. || گوشت مابین دو ران. ( اقرب الموارد ).
قطنة. [ ق ُ ن َ ] ( ع اِ ) پاره ای از پنبه. ( اقرب الموارد ). پنبه پاره، و این اخص است از قطن. ( منتهی الارب ).
قطنة. [ ق ُ ن َ ] ( اِخ ) ( ثابت... ) ابوالعلأبن کعب عتکی است. چشم وی در وقعه سمرقند آسیب دید و در آن پنبه گذاشت. ( اللباب ).
دانشنامه عمومی
قطنه ( عربی: قطنّه ) شهری در فلسطین است.
جمله سازی با قطنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اشعار و روایات مرتبط با ثابت قطنه را نخستین بار ابوذر مرهبی گردآوری کرد. به گزارش یاقوت حموی، احمد بن ابراهیم بن حمدون در سده سوم هجری قمری، دیوان ثابت را جمع کرد اما این کتاب از دست رفت. به همین سبب ماجد احمد سامرایی در ۱۹۷۰ میلادی، آنچه از اشعار ثابت یافته بود را گردآوری کرد و به نام شعر ثابت قطنه العتکی در بغداد منتشر کرد. اشعار ثابت بیشتر در زمینه تاریخی است و در زمینه مذهب شناسی مفید است.
💡 ثابت بن کعب بن جابر عتکی که به اختصار ثابت قطنی شناخته میشود، از شاعران و جنگجویان عرب است که در قرن دوم هجری قمری زیست میکرد. وی از قبیله بنی عتیک و از شاخه ازد بود. احتمالا در بصره متولد شدهاست. سال ولادت محل اختلاف است و میان سالهای ۲۰ تا ۵۰ ه.ق برای سال ولادت او گزارش شدهاست. لقب قطنه را بلاذری به او نسبت میدهد و طبری در خصوص آن معتقد است که وی در یکی از جنگها چشمش دچار آسیب شد و پنبهای را بر چشمش قرار میداد و به همین جهت به این لقب شهره شد. طبری گزارش می کند که با وجود اینکه تاریخ این نامگذری مشخص نیست،ولی در سال ۱۰۶ ه.ق این لقب بسیار مشهور بودهاست.