لغت نامه دهخدا
فضائل. [ ف َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ فضیلة. ( از منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ج ِ فضیلت. مقابل رذایل. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به فضایل و فضیلت شود.
فضائل. [ ف َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ فضیلة. ( از منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ج ِ فضیلت. مقابل رذایل. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به فضایل و فضیلت شود.
( اسم ) جمع فضیلت ۱ - برتریها هنرها فزونی ها در دانش ۲ - مدایح خلفای راشیدن مقابل مناقب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنگامی که ابوبکر برای تدوین مصحف کاتبان را جمع کرد ابی بن کعب قرآن را برای آنها املاء میکرد و هنگام تدوین مصحف عثمانی نیز از برجستهترین افراد بود. برخی او را نخستین مؤلف در فضائل القرآن میدانند.
💡 «عالم انسانی را دو بال است. یک بال رجال یک بال نساء. تا دو بال متساوی نگردد، مرغ پرواز ننماید. اگر یک بال ضعیف باشد، پرواز ممکن نیست. تا عالم نساء متساوی با عالم رجال در تحصیل فضائل و کمالات نشود، فلاح و نجاح چنانکه باید و شاید ممتنع و محال.»
💡 بلند آسمان جایگاه من است، آرامگاه شادروان تیمسار ارتشبد فضائل تدین، فرمانده فقید نیروی هوایی شاهنشاهی که در تاریخ ۲۵۳۵/۱۱/۱۸، در اثر سانحه هلیکوپتر، در حین انجام وظیفه درگذشت.
💡 و من فضائل علی (ع) ما روی عمران بن حصین انّ النّبی (ص) قال: «انّ علیّا منّی و انا منه، و هو ولیّ کل مؤمن بعدی».
💡 بابیست از فضائل از هر چه چار فصل این هفت کهنه پیر معمّر نوشته اند
💡 او در تفسیرش میان فضائل قوم ایرانی و آنچه رذایل مجوسیت میشمارد، تفاوت میگذارد و از همین رو روایاتی در تمجید از قوم ایرانی و سلمان فارسی از پیامبر نقل میکند.