فرقم

لغت نامه دهخدا

فرقم. [ ف َ ق َ ] ( ع اِ ) مهره نره تا ختنه جای.( منتهی الارب ). حشفه مرد. ( از ذیل اقرب الموارد ).

جمله سازی با فرقم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا زمانه طناز دست بسته و تیغ زند به فرقم و گوید که هان سری می‌خار

💡 شعله برمی‌خیزد از فرقم به جای مو کلیم می‌سزد گر از ید بیضا بسازی شانه‌ام

💡 تیغ بر فرقم زنند و گوهر از دستم برند چون صدف شد دشمن جان گوهر رخشان مرا

💡 تواند شدکه فرقم افسر نقش قدم یابد اگر گامی فرود از اوج استغنا نهی پا را

💡 زبان تا بود گویا، تیغ می بارید بر فرقم جهان دارالامان شد تا زبان در کام دزدیدم

💡 ز فرقم تاقدم بنمودهٔ روی توئیدر باطنم در گفت و در گوی

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز