لغت نامه دهخدا
فردم. [ ف َ دُ ] ( ص ) مقابل آفدم به معنی اولی و نخستین است. ( یادداشت به خط مؤلف ).
فردم. [ ف َ دَ ] ( ص ) پریشان و مضطرب. || مغموم وآزرده. ( ناظم الاطباء ).
فردم. [ ف َ دَ ] ( اِخ ) بطنی است از تجیب. ( سمعانی ).
فردم. [ ف َ دُ ] ( ص ) مقابل آفدم به معنی اولی و نخستین است. ( یادداشت به خط مؤلف ).
فردم. [ ف َ دَ ] ( ص ) پریشان و مضطرب. || مغموم وآزرده. ( ناظم الاطباء ).
فردم. [ ف َ دَ ] ( اِخ ) بطنی است از تجیب. ( سمعانی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای جفت دل من از تو فردم وی راحت جان ز تو به دردم
💡 به اوصاف کمال امروز از عشق از آن فردم که همدرد فریدم
💡 از جهان فردم همین در بند رخسار توام بنده حسنم درین عالم گرفتار توام
💡 امانی از ندم دادی نه لافیدی نه دم دادی زهی عیسی دم فردم زهی باکر و بافر دم
💡 ای دوست ز دست تو به دردم شب و روز با هجر قرین ز وصل فردم شب و روز
💡 همه عالم در این حالم شریکند نه تنها من در این فن فردم آخر