نیکو شعری
مترادفها
شعر زیبا، شعر نیکو
لغت نامه دهخدا
نیکوشعری. [ ش ِ ] ( حامص مرکب ) صفت نیکوشعر. ( یادداشت مؤلف ). لطف سخن. جودت طبع.
فرهنگ فارسی
صفت نیکو شعر. لطف سخن. جودت طبع.
جمله سازی با نیکو شعری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لیک در جمله تو از دولت نیکو شعری چون شهان سوی زری من چو خران سوی شعیر
💡 شاعر بزرگ در کتاب جدید خود، نیکو شعری در ستایش طبیعت سروده است که خوانندگان را به تماشای زیباییهای جهان و آرامش درونی دعوت میکند.
💡 او پس از مطالعه متون کلاسیک، توانست نیکو شعری بنویسد که با استفاده از آرایههای ادبی پیچیده، احساسات عمیق انسانی را به زیبایی به تصویر بکشد.
💡 وقتی او نیکو شعری را در محفل ادبی بازخوانی کرد، همه حاضران مجذوب کلمات موزون و معنای عمیق آن شدند و لحظاتی را در سکوتی پر از تحسین سپری کردند.