نوحه کنان

لغت نامه دهخدا

نوحه کنان. [ ن َ / نُو ح َ / ح ِ ک ُ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) شیون کنان. در حال نوحه کردن:
چون چنگ خود نوحه کنان مانند دف بررخ زنان
وز نای خلق افغان کنان بانگ رباب انداخته.خاقانی.شد نوحه کنان درون غاری
چون مارگزیده سوسماری.نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) زاری کنان: رسواشده عریان شده دشمن برو گریان شده خویشان او نوحه کنان بروی اصحاب عزا. ( دیوان کبیر۲۲:۱ )

جمله سازی با نوحه کنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بس که از بارش اشکم در و دیوار نماند جغد غم نوحه کنان گفت که ویرانه کجاست

💡 چند مرغ دلم اندر قفس سینهٔ تنگ بهوای چمنت نوحه کنان خواهد بود

💡 ای باغبان هین گوش کن ناله درختان نوش کن نوحه کنان از هر طرف صد بی‌زبان صد بی‌زبان

💡 در آرزوی رویت ای آرزوی جانم دل نوحه کنان تا چند، جان نعره‌زنان تا کی

💡 سر پا برهنه، نوحه کنان بر شتر سوار دریاب حال پرده نشینان اهل بیت

💡 این سخن آمد چو عرب را به گوش نوحه کنان زد به سر و شد ز هوش

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز