نه خوش

لغت نامه دهخدا

نه خوش. [ ن َ خوَش ْ / خُش ْ ] ( اِ مرکب ) تاک دشتی. کرمةالبیضاء. ( رشیدی ) ( جهانگیری ) ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سیاه دارو. ( رشیدی ) ( از جهانگیری ) ( انجمن آرا ). و آن را از بهر آن نه خوش گویند که میوه آن در زمستان خشک نمی شود، و بیاره آن بر درختان پیچید و خوشه آن ده دانه باشد و در اول سبز بود و در آخر سرخ گردد و گل آن لاجوردی بود. ( از جهانگیری ) ( از رشیدی ) ( از انجمن آرا ) ( از برهان ) ( آنندراج ). علت جرب و هر علتی دیگر را که در ظاهر بدن باشد نافع است. ( برهان قاطع ).

فرهنگ فارسی

(اسم ) گیاهی است که آنرا کرمه البیضائ و سیاه دارو و هزار چشان گویند.

جمله سازی با نه خوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو بی رامین شوی بی کس بمانی نه خوش باشدت بی او زندگانی

💡 همای اوج بلندم نه خوش بود جامی که پست خاک نشینان این مغاک شوم

💡 مژه بر هم نزنم پیش تو آری نه خوش است که تو را چهره بود باز و مرا دیده فراز

💡 ز بیچاره تنم مانده روانی نه خوش خوردم نه خوش خفتم زمانی

💡 هرکس که بجرگ نکته سنجان باشد چون من نه خوش آهنگ و خوش‌الحان باشد

💡 که گفت ای مرد نه خوش شو بخواندن نه دل ناخوش کن از خُسران و راندن

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
طلعت پاشا یعنی چه؟
طلعت پاشا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز