لغت نامه دهخدا
نقطی. [ ن ُ ق َ ]( ص نسبی ) منسوب به نقطه. رجوع به نقط و نقطه شود.
- ملانقطی. رجوع به همین مدخل شود.
نقطی. [ ن ُ ق َ ]( ص نسبی ) منسوب به نقطه. رجوع به نقط و نقطه شود.
- ملانقطی. رجوع به همین مدخل شود.
منسوب به نقط است. یا ملانقطی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از نوککلکش ار نقطی بر زمین چکد از خاک تا به حشر دمد شاخ نیشکر
💡 نونیست کشیده عارض موزونش وآن خال معنبر نقطی بر نونش
💡 همیشه تا نقطی برزنند بر سر زی همیشه تا سه نقط بر نهند بر سر شین
💡 فال نقطی میزند از کلک تو خورشید خمیازهکش جاه ترا فال مبارک
💡 ... نی چو گهر پاک تو گوئی که بعمدا از آب بقم کس نقطی زد بگهر بر
💡 نقش هستی ز کلک او نقطی مدّ صنعش کشیده است خطی