نقش پذیری
مترادفها
شکلپذیری، انعطافپذیری
متضادها
صلب بودن، سختی
لغت نامه دهخدا
نقش پذیری. [ ن َ پ َ ] ( حامص مرکب ) نقش پذیر بودن. زود تحت تأثیر قرار گرفتن.
فرهنگ فارسی
نقش پذیر بودن. زود تحت تاثیر قرار گرفتن.
دانشنامه آزاد فارسی
نَقشْ پذیری (imprinting)
در رفتارشناسی جانوری، فرآیندی که طی آن جانور جوان می آموزد هم افراد خاص، مثلاً مادرش، و هم افراد گونۀ خودش را شناسایی کند. نقش پذیری اختصاصاً پاسخی غیرارادی به محرک های ویژه در زمانی است که جانور به آن محرک ها حساس است (دورۀ حساس). جوجه اردک ها پس از درآمدن از تخم با دنبال کردن اولین جنبنده ای که می بینند، شناسایی مادر خود را می آموزند. در نتیجه، این نقش را برای سایر گونه ها یا حتی اشیای بی جان نیز می پذیرند. نقش پذیری در جوجه ها فقط در ۱۰ تا ۲۰ ساعت اول پس از درآمدن از تخم رخ می دهد. در پستانداران، چسبیدن مادر به نوزاد شکلی از نقش پذیری است که در دورۀ حساس رخ می دهد. این دوره ممکن است به کوتاهی یک ساعت پس از تولد نوزاد باشد. در ژنتیک، به بیان افتراقی ژن ها، بسته به این که از والد نر یا ماده به ارث رسیده باشند، نقش پذیری می گویند. بیشتر اوقات، الل نقش پذیر بیان نمی شود.
جمله سازی با نقش پذیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از دل خود رقم نقش پذیری بزدای همچو آیینه ز هر عکس دگر شوی مکن
💡 به قدر نقش پذیری سیاه گردد دل صفای سینه به مقدار سادگی باشد
💡 در مباحث روانشناسی مدرن، میزان نقش پذیری شخصیت انسان در برابر فشارهای محیطی، یکی از عوامل اصلی تعیینکننده رفتار اجتماعی فرد به شمار میرود.
💡 ویژگیهای اخلاقی و میزان نقش پذیری یک فرد در برابر آموزشها، میتواند تأثیر مستقیمی بر موفقیت او در زندگی شغلی و شخصی داشته باشد.
💡 بررسی میزان نقش پذیری ساختارهای سیاسی در برابر تغییرات اقتصادی، برای درک بهتر روند توسعه در کشورهای در حال گذار بسیار ضروری است.