لغت نامه دهخدا
نعمت نشان. [ ن ِ م َ ن ِ ] ( نف مرکب ) کارنده نعمت. کنایه از تخم افشاننده. که بذر بر زمین افشاند. ( یادداشت مؤلف ): گاو گردون بر کهکشان چون گاو گردون در وی ( اصفهان ] نعمت نشان، چرخ هفتم از جی قطری وبحر قلزم از زندرود قطری. ( ترجمه محاسن اصفهان ).