نعمت نشان

لغت نامه دهخدا

نعمت نشان. [ ن ِ م َ ن ِ ] ( نف مرکب ) کارنده نعمت. کنایه از تخم افشاننده. که بذر بر زمین افشاند. ( یادداشت مؤلف ): گاو گردون بر کهکشان چون گاو گردون در وی ( اصفهان ] نعمت نشان، چرخ هفتم از جی قطری وبحر قلزم از زندرود قطری. ( ترجمه محاسن اصفهان ).

فرهنگ فارسی

کارند. نعمت. کنایه از تخم افشاننده. که بذر بر زمین افشاند.

جمله سازی با نعمت نشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هم به‌ کف نعمت نشان و هم به دل منت پذیر هم به جان خدمت نمای و هم به‌تن طاعت‌گزار

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز