نصیف

لغت نامه دهخدا

نصیف. [ ن َ] ( ع اِ ) نیمه چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). نیمه. ( مهذب الاسماء ). نصف. یکی از دو شقه چیزی. ( از متن اللغة ). نیمه هر چیز. ( غیاث اللغات ). دو یک. نیم. نصف. ( یادداشت مؤلف ). || معجر. مقنعه زنان. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کواشمه. ( مهذب الاسماء ). خِمار. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). معجر. مقنعه. چارقد. روپاک. || عمامه و هرچه بدان سر بپوشند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). هرچه سر را بپوشاند اعم از عمامه یا روسری و خمار. ( از المنجد ). || چادر دورنگ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). برد دورنگ. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( المنجد ). || چادر نادوخته،یعنی یک عرض باشد. ( غیاث اللغات ). || پیمانه ای است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( فرهنگ خطی ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). || خادم. ( متن اللغة ). رجوع به ناصف و نصفة شود.
نصیف. [ ن ُ ص َ ] ( ع ص مصغر ) زن میانه سال خرد و کوچک. ( ناظم الاطباء ). تصغیر نَصَف است. ( ازمنتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به نصف شود.

جمله سازی با نصیف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما بر شانه‌های مرگ می‌رقصیم. دولت عراق در آن زمان اعلام کرد که این ترور از سوی ایران حمایت می‌شود و حزب الدعوه را به انجام ان متهم کرد. مدتی بعد الدعوه اقدام به ترور لطیف نصیف الجاسم وزیر فرهنگ و اطلاعات عراق کرد که باعث واکنش تند عراق و اخراج هزاران شیعه عراقی به ایران شد.

💡 الرفاعی در اولین هیئت ترتیب داده شده توسط کنفرانس جهانی اسلامی، به ریاست عبدالله بن عمر نصیف و همراهی محمد معروف الدوالیبی (مشاور دربار سلطنتی عربستان) و عبدالله بن بیه (وزیر سابق دادگستری موریتانی)، به دیدار پاپ رفت تا دیدگاه‌های مسلمانان و مسیحیان را به یکدیگر نزدیک کنند.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز