می سرشت

لغت نامه دهخدا

می سرشت. [ م َ / م ِ س ِ رِ ] ( ص مرکب ) می گون. می گونه. که طبیعت می داشته باشد. که به سرشت و طینت شراب باشد. که چون می سرخگون و مستی فزا باشد. سرشته با می. || مجازاً گلگون. سرخ:
دو برگ گلش سوسن می سرشت
دو شمشاد عنبرفروش بهشت.اسدی ( گرشاسب نامه ص 166 ).

فرهنگ فارسی

می گون می گونه که طبیعت می داشته باشد مجازا گلگون

جمله سازی با می سرشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روزی که می سرشت فلک آب و خاک من می سوخت ز آتش تو دل دردناک من

💡 به نیازمندی ما چو نداشت حسن حاجت به دو دست نازپرور ز چه می سرشت ما را؟

💡 یکی بر سر گور گل می سرشت که حاصل کند زآن گل گور خشت

💡 دو برگ گلش سوسن می سرشت دو شمشاد عنبرفروش بهشت

💡 طینت او را چو خدا می سرشت بر رخ او سی و دو خط می نوشت

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز