لغت نامه دهخدا
موی شکافی.[ ش ِ ] ( حامص مرکب ) موشکافی. صفت و عمل موی شکاف. || دقت بسیار. باریک بینی. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به موشکافی و موی شکافتن و موی شکاف شود.
موی شکافی.[ ش ِ ] ( حامص مرکب ) موشکافی. صفت و عمل موی شکاف. || دقت بسیار. باریک بینی. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به موشکافی و موی شکافتن و موی شکاف شود.
مو شکافی صفت و عمل موی شکاف ٠ یا دقت بسیار ٠ باریک بینی ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از پسته تنگت ندهد یکسر مو شرح خواجو که کند موی شکافی بفصاحت
💡 نوک قلمم کند شد از موی شکافی بس شانه زدم زلف پریشان رقمی چند
💡 ای تو سلیمان مور چند که در شرح مو موی شکافی ز مور خوش بود اندر ثنا
💡 اگر چه موی شکافی همی کنم ز معانی به اعتماد تو یکسر پلاس بود،که رشتم
💡 گر موی بر آماج نهی موی شکافی وین از گهر آموخته ای تو نه ز تلقین
💡 گر تیغ زبانش نکند موی شکافی مشکل که حدیثی به لب آید ز دهانش