لغت نامه دهخدا
( معرضة ) معرضة. [ م ُ رِ ض َ ] ( ع ص ) ارض معرضة؛ زمین گیاه ناک. و گویند ارض معرضة استعرضها المال؛ زمین گیاه ناکی که چون ستور بر آن گذرد می چرد آن را. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
( معرضة ) معرضة. [ م ُ رِ ض َ ] ( ع ص ) ارض معرضة؛ زمین گیاه ناک. و گویند ارض معرضة استعرضها المال؛ زمین گیاه ناکی که چون ستور بر آن گذرد می چرد آن را. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
ارض معرضه زمین گیاه ناک
💡 ور کنی بر معرضه فرمان حق را عرض دین چون کنی اعراض گویندت «وانتم معرضون»