مطبع

لغت نامه دهخدا

مطبع. [ م َ ب َ ] ( ع اِ ) جایی که در آن چیزی را نقش میکنند و چاپ مینمایند. ( ناظم الاطباء ). جای طبع. ( از محیطالمحیط ) ( از اقرب الموارد ). مطبعه. رجوع به همین کلمه شود.

فرهنگ فارسی

مطبعه: جای چاپ کردن اوراق، چاپخانه
( اسم ) چاپخانه: مطبعه بیکار و سرگردان شده روزنامه بی خبر و یلان شده. ( بهار ) جمع: مطابع.

جمله سازی با مطبع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اعراب مرتباً ادعای سلطه اسمی بر رتبیل می کردند و در سال ۷۱۱ قتیبه بن مسلم موفق شد آنها را مجبور به پرداخت خراج کند. در سال‌ ۷۲۵ میلادی، یزید بن الغریف، والی سیستان دوباره به زابل‌شاه حمله کرد اما موفق به شکست آنها نشد. اعراب تا سال ۷۶۹ میلادی قادر به دریافت خراج از رتبیل نبودند و نمی‌ توانستند آنها را مطبع خود کنند. این نشانه از قدرت رتبیل شاه دارد که ارتش اعراب را که قدرت های بزرگ مثل شاهانشاهی ساسانی و امپراتوری بیزانس را شکست دادند، اما موفق به گرفتن زابلستان و کابلستان نشدند.

استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز