مصراعی

لغت نامه دهخدا

مصراعی. [ م ِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی مصرع یا صارع. برزمین افکندگی: بباید دانست که مصراعی نه ملکه نفسانی باشد که با وجود آن در قوت ادراک صارع صناعت کشتی گرفتن نیک داند و بر آن قادر بود و نه ملکه قوت تحریک که در اعضاء بسبب ادمان راسخ شده باشدو تحریک آن بر وجهی که مؤدی به مطلوب بود با وجود آن ملکه آسان باشد چه آن ملکه ها از نوع دوم بود از کیفیات بل هیأتی بود در اعضاء که با وجود آن قابل انعطاف و انحناء نباشد به آسانی. ( اساس الاقتباس ص 45 ).

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی مصرع یا صارع بر زمین افگندگی: و بباید دانست که مصراعی نه ملکه نفسانی باشد که با وجود آن در قوت ادراک صارع صناعت کشتی گرفتن نیک داند و بر ژن قادر بود و نه ملکه قوت تحریک که در اعضائ بسبب ادمان راسخ شده باشد و تحریک آن بر وجهی که مودی به مطلوب بود با وجود آن ملکه آسان باشد چه آن ملکه ها از نوع دوم بود از کیفیات بل هیاتی بود در اعضائ که با وجود آن قابل انعطاف و انحنائ نباشد به آسانی.

جمله سازی با مصراعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دعای نادعلی صغیر به صورت یک شعر چهار مصراعی و موزون است.

💡 در شعر سنتیِ فارسی کمتر اتفاق می‌افتد که شاعری تغییری در وزن یک قطعه شعر بدهد. اما در شعر عربی، شاعر می‌تواند مصراعی را در وزن سالم و مصراع دیگر را در شکل مُزاحَفِ آن بیاورد و مصراع‌های نامساوی بسازد.

💡 رباعی شامل دو بیت (چهار مصراع) است. رعایت قافیه در مصراع‌های نخست، دوم و چهارم الزامی و در مصراع سوم اختیاری است. شاعران ادوار اولیه، به گفتن رباعیات چهار قافیه‌ای گرایش داشتند، اما به تدریج و از اوایل سدۀ ششم هجری، شکل سه مصراعی قافیه در رباعی رایج شد.

💡 متن اشعار در بندهای چهار مصراعی است و این شعر شامل فصولی است که «اندام» نامیده شده‌است.